Sep 21, 2013

اولین اعتراف!!!

وقتی فک میکنم چه خوبه که پیشمی
وقتی ساکتی و آرومی ، نه وقتی ساکتی و میدونم تو دلت نارحتی و استرس و عذاب هست... وقتی واقعا آرومی... وقتی موزیک متن زندگیمون یکنواخت و آرامش دهندست ... وقتی احساس میکنم دوستم داری... اینکه من برات کافیم ... مدل نشستنم ، مدل حرف زدنم، مدل راه رفتنم برات کافیه... اینقدر کافیه که دوستم داشته باشی
اون موقست که میدونم هیچی نمیخوام
همین که دارم واسم بسته
همین جوری خوشبختم
به همین سادگی
کاش میدونستی گه واقعا به همین سادگیه!

Jun 5, 2013

Detail

تو کل روز 
دائم دارم چیزایی رو میبینم که قبلا دیده بودم
 مثل یه پازل با آدمایی که کله هاشون محو بوده و یه جایی تو مغزم نشسته بودن و حالا دائم دارن واضح میشن
 تیکه های پازل داره کامل میشه
 و این مزخرفه
 بعد از اینکه اتفاق میفته حسی که دارم مثل رفوزه ایه که مجبور شده یه بار دیگه دوره زندگیش رو بگذرونه و برای اینکه بهش لطف کنن سعی کردن خاطراتش رو پاک کنن!
و تو شب
 جای یه نفر دیگه زندگی میکنم به طور کامل!
هر شب یه نفر جدید با اتفاقای جدید روزمرِگیِ جدید
 یه شب میبینم وایستادم و نگاه میکنم که چه طور دنیا داره تموم میشه و با پاشیده شدن آب و آتیش توی صورتم بیدار میشم
 یه شب دارم با یه خانواده ی داغون توی یه دیکتاتورشیپِ شدید با آدمای حراستی دعوا میکنم (شدید یعنی خ ا م ن ه ا ی پیشش جوجه ای بیش نیست)
 یه شب دارم با دختر همسایمون از تو پنجره حرف میزنم
یــــه زنــــدگـــیِ کــــامل!!!! ... جای آدمای مختلف!
 و وقتی بیدار میشم همه ی جزئیات لعنتی یادمه! خدای من!


May 25, 2013

Get naked and move on*


*: اینکه کافه ای که میری توش رو هر چند وقت یه بار عوض نکنی، یعنی چسبیدی به خاطرات گذشته . 
اینکه آدمای زندگیت همش یه سری آدم خاص باشن
اینکه کسی رو که خیلی وقته نمیبینی و ازت گذشته تو لیست دوستای فیس بوکت نگه داشته باشی 

یعنی میترسی بری جلو
سفت همه این چیزا رو نگه داشتی به امید یه چیزی که شاید حتی نمیدونی چیه!!

باید یه هو همه رو بریزی… از تنت جدا کنی، یه مدت لخت بگردی تا شاید بدونی حالا چی میخوای.

پی.اس: جدیدا پسرای گی زیاد شدن یا این منم که زیادی دارم توجه نشون میدم؟!