يه وقتايي تو زندگي هست كه يه قسمتي از آدم جدا ميشهمث اون موقع تو روشنگر، كلاس خاليِ پيش نماز خونهمث اون روز جلو مترو مصليمث اون شب جلو سينما زندگيمث پري شب تو خونهآدم ميشينه وسط يه مشت گهدوست داره گم شه