من ميگفتم و كسي حرفم رو نميفهميد، زده بودم زير گريه و بقيه فكر ميكردن به خاطر اون موضوع بيخوده گريه ميكنم، بعد من گريم شديد تر ميشد.دوست داشتم ياد گرفته بودم اگه كسي گفت بالا چشت ابروهه دريده بازي درآرم و حسابشو برسم