چمن آب بده هم نشدیم
جناب وزیر
ما داشتیم ریشه ی این تخم سگای شیش ساله مملکتتان را آبیاری میکردیم که آمدید در تلوزیون ملیتان ریدید بِهِمان
پی نوشت:
داستان ما توی این وبلاگ تکراریست که یک گاگولی بودیم گاو مانند که به دلیل سرنوشت یا هر کوفتی که نمیدانیم چه بود، که چه بد بود، در مسیر معلمی قدم گذاشتیم
آری ما!
بعد از 7 سال معلم ورزش و کامپیوتر بودن فهمیدیم که این ها برای فاطی که ما بودیم تنبون نمیشده و باید معلم یک چیزی بشیم که برایمان بیمه رد کنند تا همه بدانند ما در آن جا مشغول به کاریم! این بود که ، ... به رشته ی خودمان دبیری زبان انگلیسی رفتیم؟! خیر، مربی پیش دبستانی شدیم!
پارسال ما را به همراه چمن آب بده ها (سرایدار و جارو کن و ... ) یک جا بیمه نمودند، مدیر سیصد تومان به خانوم بیمه کننده که با آموزش و پرورش قرارداد بسته بود میداد و ایشان با کم کردن حق بیمه و حق خودشان (!!!!!!!!!!!) صد و چهل و هفت هزار توان به اینجانبان میدادند!
حالا امسال آقای وزیر فرمودند این کارشان غیر قانونی بوده و چمن آب بده ها استخدام شدند و ما چون غیر قانونی بودیم هنوز تکلیفمان روشن نیست
پی نوشت دو:
این ها را نوشتم برای آن هایی که گه گیجه شده اند و نمیگیرفتند تلاوت های این مرتیکه چی به چی بوده!