من فکر میکنم هرگز نبوده قلب من این گونه گرم و سرخ
احساس میکنم در بدترین دقایق این شام مرگزای
چندین هزار چشمه خورشید در دلم میجوشد از یقین
احساس میکنم در هر کنار گوشه این شوره زار یاس
چندین هزار جنگل شاداب ناگهان میرویند از زمین
این حس و حال قشنگ من واسه سال ۸۸ و روزای سینوسیش بود
دیگه از بک توییترم برش داشتم چون واقعا اون حس و حال و
خیلی ساله ندارم!
No comments:
Post a Comment