من امشب واقعا برای اولین بار هپروت رو تجربه کردم
دوبار!
تو ده دقیقه!
یکی وقتی تو ترافیک از تاکسی پیاده شدم یه کم راه برم، سر
چهارراه واستادم تا چراغ سبز بشه و نمیدونم چه طوری؟ چی شد؟ به چی فکر میکردم ؟
کاملا تو هپروت وقتی چراغ برام سبز بود همین طور واستاده بودم! صدای راننده ای که
داشت مسافر میزد تو مخم بود و میخواستم زودتر نوبت رد شدنم از خیابون بشه! ولی
واستاده بودم!
از خیابون رد شدم رفتم کاغذ کاهی واسه اسکیسای پروژم خریدم
و رفتم جلوتر... تو راه هی فکر میکردم می ارزه برم اینا رو سیمی کنم یا نه؟ چرا
نمیتونم تصمیم بگیرم؟ اگه سیمی کنم این طوری میشه... اگه نکنم چه طوری میشه؟! اصا
که چی؟ بعد باز دیدم واستادم دم خطی ها و چند دیقست دارم به شر و ور اسکیسای
تخماتیکم فک میکنم!
اینا قبلا هم پیش میومد ولی من هم زمان میتونستم تصمیم
بگیرم راه برم، تاکسی بگیرم یا هر گه دیگه ای! نه این جور!
یا من مغزم داره به گا میره، یا رفته اینا آلارماشه!
No comments:
Post a Comment