Jun 24, 2010

مبهوتيّت


شما زندگي عادي اي داريد و دچار روز مرگي شده ايد
زر و زور به پارتي هايي مي رويد كه قبل تر ها حتي رنگش را در خواب هايتان هم نميديديد.
هات داگ با طعم هاي مختلف را كشف مي كنيد چون قبلا هات داگ دوست نداشتيد!
مست ميكنيد و ديگر در مسائل دودي صفر كيلومتر نيستيد.
روي ناخن هايتان زر و زور لاك ميزنيد و دود سيگار رفيقتان كه هم كلاسيتان بوده را بر شقيقه تان حس ميكنيد و صحبت هايش در مورد طلاق دومش را ميشنويد.
تا ساعت يكه نصفه شب با رفيقتان در خيابان ملق ميزنيد.
وي او اي نگاه ميكنيد كه يك مادرجشن تولد پسرش را بر سنگ قبرش ماتم ميگيرد.
با رفقاي كوچولو موچولويتان بيرون ميرويد و صحبت هايشان در مورد دوست پسر/دختر هايشان را گوش ميكنيد.
به مهماني هاي رسمي ميرويد و سرخ و سفيد مي شويد.
شما ديگر آن زندگي عادي چند وقت پيش تر را نداريد.
جنس اين زندگي عادي با قبلي ها خيلي فرق دارد.
شما مبهوتيد.
زندگي مبهوت كننده است.