من خدا هستم و يك ديكتاتوري بر پايه حماقت مردمي بر پاست.
م چشم هاي درشت، رك و جسوري دارد كه وقتي دارد يك خبر احمقانه را انتقال ميدهد صاف روي مردمك چشم اشخاص زوم مي كنَدَش. مثلا با جديت زيادي اعلام مي كند كه الف از همه قد بلند تر است و براي اثباتش هم دستش را تا مي تواند روي دست الف خم ميكند تا پايين انگشتان الف را نگه دارد و حول حولكي مردمك چشمش را مياندازد روي مردمك چشمم و ابروهايش را بالا پايين ميكند* و البته ميم بلندتر است!
الف در كل يك ديكتاتورشيپ درست كرده كه از مهر ماه شروع شد در حالي كه من اعلام كرده بودم سالي كه در 13 شروع شود سال ضايعي از آب در ميايد و بر خلاف نظر من با اصرار مدير 13 مهر ما در كلاس بوديم و الف طي 125 روزي كه ما با احتساب تعطيلي ها و بين اتعطيلين و روزهاي اردو و ... در كلاس بوديم توانسته كاري كند تا تمام اعضا بدون هيچ گونه استثنايي به وي ايمان آورده باشند! افراد احمقند و من در يك محيط چند متر در چند متر يك جامعه كوچك دارم كه انواع و اقسام افراد را در خود جاي ميدهد، از گوشه گير ترين كه "ي" موشه است تا در چشم ترين كه همان الف ميشود. اما افراد در كل احمق هاي كوچك 6 ساله اي هستند كه مسائل روزمره شان به قدر فاجعه آميزي خنده دار و مبتديست، آنها در مورد زندگي خصوصيشان، خصوصي ترين موارد در حالي صحبت ميكنند كه فكر ميكنند من در خانه هاشان،تمام اتاق ها و سوراخ سمبه ها و دستشويي دوربين دارم و همه چيز را ميدانم... به سادگي خودشان را لو مي دهند و من از توي حرف هاشان پاتك ميزنم! از سياست هاي ساده ي كثيف و غير كثيف استفاده ميكنم تا افراد تحت كنترل باشند و در كل سر هر ماه در حد يك حقوق بگير خرده پا انزال ميكنم، دوربين ها از روي من لانگ شات مي شود و من يك عدم استخدامي ام كه زير دست زير دست زير دست زير دست .... چند سطح پايين تر يك شپشوي احمقم كه داريم زير دست نمايندگان محترممان اين ور آن ور پرت ميشويم! توي مردمك چشم هم زل ميزنيم و اخبار احمقانه را مخابره ميكنيم و توي سايت آزمون استخادامي خودمان را ثبت نام ميكنيم در حالي كه مرتيكه هايي دارند اصل آزمون را زير سوال ميبرند و ما كد به هم ميفروشيم و مسائل روزمره مان ...
شِت