Nov 19, 2009

Intrusive

من اصولا جزو بي زبان ها و اسكول هاي مفرطي هستم كه وقتي كسي دماغش را تا بيخ در زندگي ام ميكند به جاي پاچه دريدگي و عدم پاسخگويي، شجره نامه ي درخواست شده رو براي طرفِ فضولِ مذكور رو ميكنم، اين موضوع البته در آژانس ها با مسير هاي طولاني، تاكسي هاي مزاحم، اتاق انتظار مطب و ... مكررا تكرار شده.
خلاصه كه ديروز سوار ماشينِ مرتيكه ي تاكسي داري شدم كه از پارسال تا الان سه بار به تورم خورده و هر بار آمارِ كلي اي در مسيرِ كوتاه را ازم گرفته، اين بار موقع پياده شدن هي ميپرسيد چه قدر چهره ام برايش آشناست و با چشم تا تاكسيِ بعدي تعقيبم ميكرد