Oct 1, 2014

روزگار دارد تراپیَم میکند!


روزای اول ترسناک بود! همش خودمو میچپوندم تو برنامه ی این، اونو میچپوندم تو برنامه خودم، خونه ی مامان ... بعد مامان اینا رفتن سفر. یه شب تنها خوابیدن اومد زیر دندونم.
خیلی جالبه که انگار دارم برای اولین بار با خودم حرف میزنم! از خودم میپرسم چی میخوام؟ بعد میگم دوست دارم الان این کاررو کنم. بعد انجامش میدم! .... ویگن گوش میدم... آخ. ویگن گوش میدم
وبلاگم رو مینویسم
به آدما اندازه ای که بسشونه فکر میکنم
توئیت میکنم
اسکیس میزنم! ... من دارم باز اسکیس میزنم!
ماسک میذارم رو پوستم!
آخ که ویگن گوش میدم
آخ که دارم به خودم گوش میدم...
...
شاید اگه یکی تو این سی سال میگفت یه دو روز ولش کنین به حال خودش من الان یه جور دیگه ای بودم.
با تشکر از روزگار و عذر میخوام که اولش فحش دادم

No comments: