مادر متهوع است و در عرض يك ساعت از اين رو به آن رو شده است و حسابي رنگ پريده ميباشد و من كه يك گوشه نشسته و نظاره مينمايم به ناگاه متوجه صحبت هاي پدر ميشوم كه ميفرمايند اين روزها نبايد اصلا از خانه بيرون رفت كه همانا اين كثافت ها براي پارازيت انداختن روي ماهواره هزار جوز گه اضافه خورده اند كه روي سلامت مردم از همه جا بي خبر تاثيرات تهوع آورنده ميگذارد كه اين تز گويا مربوط به جمله ي قبل مادرم در مورد بيماري دوستش ميبوده كه به همين منوال و به ناگاه بدون هيچ زمينه قبلي رخ داده بوده