Sep 22, 2009

1

نما داخلی: تاکسی دختر جلو نشسته و خانم همسایه را که دارد پسرش را برای جشن شکوفه ها میبرد مدرسه را اتفاقی در تاکسی دیده است، راننده ابروهای به هم ریخته ای دارد که یک تارش بیشتر از بقیه رشد کرده و سعی در مداخله در مکالمه دختر و خانم همسایه دارد به طوری که خانم همسایه ساکت شده و دختر با راننده هم کلام میشود
دختر رو به بچه: مدرسه ها باز شد دیگه
بچه سر تکان مبدهد و نیشش به طور مفرطی باز است
خانم همسایه : تو کارت چی شد؟
دختر به طور مفصل شرح میدهد که چه طور در این چند هفته مصاحبه های متعددی را پشت سر گذاشت و به نتیجه ای نرسیده و خانم همسایه سعی دارد نظام مشکل دارِ آموزش و پرورش و مملکت را زیر سوال ببرد و در جمله های مختلفی اشاره به این موضوع دارد که حالا که این همه معلم بازنشسته و باز خرید شدند چرا نیرو نمیگیرند و راننده هم اصرار دارد هر بار اضافه کند که عده ی زیادی بازنشسته و بازخرید شده اند و این همه هم که مردند!
خانم همسایه کرایه را حساب میکند و پیاده میشود
راننده سوالات مختلفی در مورد شغل دختر میپرسد و ناگهان مکث کرده و میپرسد که آیا دختر با همین حجاب برای استخدام شدن می رود؟ (!!!) دختر شوک میشود و میپرسد که چه طور؟ راننده تشریح میکند که قصد دخالت نداشته و خودش مسئول حراست وزارت بهداشت است و شخصا دکترا ها و لیسانسه های متعددی را ناک اوت نموده فقط برای اینکه روزنامه خاصی میخوانده اند یا مارک کفش خاصی را میپوشیده اند (که دختر از این یکی اش سر در نیاورد) و افزود که دختر هنوز قد است و باید خود را بشکند تا در این نظام سیستم مند بتواند به جایی برسد و دختر فرمود که ترجیح میدهد بی کار بماند تا خود را بشکند و در را روی راننده کوبید

نما باز هم داخلی یک تاکسی دیگر: دختر باز هم جلو نشسته و سه نفر پشتی را در طول مسیر کلا نمیبیند، راننده ساکت و سیگاریِ تیری است و هم سفران در طول مسیر حتی سرفه هم نمی کنند.

نما خارجی لانگ شات – زوم این: کوچه ی روده درازی که منتهی به منطقه 3 میشود دختر مقادیر زیادی ورقِ مربوط به پرونده اش را زیر بغل و به دندان دارد و در حالی که لباسش به طرز اسلامی ای به تنش زار میزند به این در و آن در و طاق مدرسه های مختلف کوبیده میشود

نما خارجی زوم اوت لانگ شاتی که به یک افق غمگین ختم میشود (محتویات دختر به صورت آویزان و لخ لخ کنان)

نما داخلی خانه ی دختر: دختر گوشی تلفن را بین گوش و شانه گذاشته و با دوستش تماس میگیرد تا برنامه ای برای روحیه تکانی بریزد و با دستهایش مشغول ناخنک زدن به محتویات مختلف درون یخچال به عنوان ناهار است...

نما خارجی دختر تیپ رنگین کمونیِ سرخوشانه ای زده و نیشش به سختی باز نگه داشته شده است.

نما داخلی اتوبوس: دختر با دوستش است و میپرسد که نقشه چیست و دوست تقاضا دارد تا به یک جا برای نشستن بروند و در راه پیشنهاد سیگار خریدن میدهد. دختر متعجب است چون دوست هیچ گاه با سیگار موافق نبوده است.

نما داخلی کافی شاپ سپید سیاه: دوست اطلاع میدهد که مادری فوت شده
...
...
...